بی پلاک حضرت ثارالله(ع) - بي پلاک
  • درباره یه بی پلاک

    بي پلاک
    حاج نعمت[302]
    روزي در ذهنم نقش بست که خيلي کوچک بودم. هنوز خاطراتي از سيمايش در پس زمينه دلم خودنمايي مي‏کند و همچون خاطراتي که از بهشت -قبل از اخراج خانواده مان- در وجودم غليان مي کند، آرام بخش آنات و لحظات تاريک زندگيم شده است. ...اما او هم همانند پدران ديگر زود پر کشيد. خيلي زود. مثل همت مثل باکري مثل ناصر کاظمي مثل عبدالحسين برونسي مثل ... عجيب دوستش دارم اين گمشته بي‏مزار را که امروزه مفقود الاثر مي‏خوانندش. راست مي‏گويند؛ چرا که نخواستيم بر دلمان تاثيري بگذارند.مفقود الاثر. ... و امروز به اسم او قلم مي‏زنم ..:: حاج نعمت ::.. فاميليش؟؟؟ اصلا مهم نيست.وقتي خودش عشق مي‏کند با اين فاطمي بودن ،اين گمنامي،بگذار بگذريم. *********************** در اينجا: آنچه مورد نياز مادحين است خواهيد يافت. اشعار،سرود، و مراثي اهل بيت(عليهم السلام) که داراي غناي معنايي است به همت شاعر عزيز آقاي رضا تاجيک جمع‏آوري مي‏گردد. در اين مجموعه تلاش شده تا آنچه مورد نظر پير و مرادمان حضرت سيد علي آقاي خامنه اي دامه توفيقاته مي‏باشد لحاظ شود. .::«تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد»::.
  •  پرچم بی پلاک


  •  پرچم عشاق








  •  موسيقي وبلاگ


  •  اشتراک در وبلاگ


  • نام:

    ايميل:

     

    بی پلاک
    دانش را بطلبيد و آن را با بردباري و وقار زينت دهيد و براي آن کس که به او دانش مي آموزيد ، فروتني نماييد . [امام صادق عليه السلام]
       1   2   3   4   5      >
  • + سرود-ميلاد امام حسين عليه السلام
    نويسنده: حاج نعمت يکشنبه 13/5/1387
  • خدا فقط عشق تو رو براي دلم کنار گذاشته
    براي ديدنت باهام توي کربلا قرار گذاشته
    اربابي آبروي آبي زخدا سيرابي آقام آقام آقام
    حق منصب به دلم تاب وتب همه عشق زينب آقام آقام آقام
    يا حسين بن علي يا اباعبدالله
    چه روزيه تو مدينه مصطفي برات وليمه ميده
    صفو نگاه تا به کجاست آخرش تا آسمون کشيده
    آقامي همه ي دنيامي بهترين رويامي آقام آقام آقام
    شيريني تو دلم مي شيني يار اين مسکيني آقام آقام آقام
    يا حسين بن علي يا اباعبدالله
    عشق شما هر دلي رو به خدا که سر راه مياره
    آقا به اندازه ي تو کيه که مست و ديوونه داره
    سلطاني عزت قرآني تو خودت ايماني آقام آقام آقام
    غوغايي بس که تو آقايي همنشين مايي آقام آقام آقام
    يا حسين بن علي يا اباعبدالله
    قبله ي کل قبله ها شده شيش گوشه ي مرقد تو
    آيه ي استجب لکم اومده با ساخت گنبد تو
    لبريزي زشعف انگيزي تو چه سحرآميزي آقام آقام آقام
    دلداري تو دلا مي باري عشقتو مي کاري آقام آقام آقام
    يا حسين بن علي يا اباعبدالله


    رضا تاجيک-87
    سبک سرود


  • + شور-ميلادامام حسين عليه السلام
    نويسنده: حاج نعمت يکشنبه 13/5/1387
  • حسين حسين ياحسين
    لحظه ي پروازه در جنت بازه دل من بي تابو رو لبم آوازه
    شد شب جشن ميلاد ارباب دنيا              پيچيده عطر سيبش توي آسمونا
    حسين حسين ياحسين
    سينه مست عشقه حق پرسته عشقه روي بال فطرس رد دست عشقه
    حق براش تو بهشت قصر سلطانيشو ساخت       کشتي عشقشو توي بحر دل انداخت
    حسين حسين ياحسين
    مست عطر ياسه منشا احساسه منصب عشق اون سيدالعباسه
    مهر عشقش به روي دل خسته خورده           کربلاش دل ز هر چي دل مسته برده
    حسين حسين ياحسين


    رضا تاجيک-87
    سبک شور


  • + سرود- ميلاد امام حسين عليه السلام 86
    نويسنده: حاج نعمت يکشنبه 13/5/1387
  • صداي قدمهاي حسين پيچيده بين آسمون
    خدا فرستاده حسين و که بشه ديگه اربابمون
    سکان فلک نجاتو داده به دستش         کعبه نشسته ميون چشماي مستش
    شده صداي سينه ي اسير حسين اميري و نعم الامير
    داره دل من يه حال عجيب ديوونه شو با رايحه ي سيب
    آقام آقام آقام قام حسين
    ***
    حاء و سين و ياء و نون حسين يعني سالار کربلا
    گرد و خاکي کرد تو ظلمت که منم مصباح الهدي
    آلله اکبر اومده سلطان محشر            جنس وجودش از دم و لحم پيمبر
    پدرش علي پسرش علي ترانه ي هر سحرش علي
    هر کي رو بخواد ميده حواله‌اش شيشه ي دلم دست سه سالش
    آقام آقام آقام قام حسين
    ***
    تمومي انبيا مي خونن حسين اياک نستعين
    همه مي خونن کربلارو حرم رب العالمين
    سالار زينب به خدا سلطان دنياس            اومد به دنيا ساقي لبهاي عباس
    نظر خدا با کرمشه صفاي دلم تو حرمشه
    به تير غمش نشونه ميشم با يه نگاهش ديوونه ميشم
    آقام آقام آقام قام حسين


    رضا تاجيک
    سبک سرود


  • + پلان آخِر-گودي قتلگاه
    نويسنده: حاج نعمت شنبه 29/4/1387












  • السلام عليک يا خورشيد


    معمولا اشعاري رو در اين پهنه حک مي کنم که قابل استفاده در محافل و مجالس
    ذکر
    انوار قُدسيه حضرات معصومين روحي و اهلي بفداکم اجمعين باشد.
    اما غزل زيباي برادر عزيزم وحيد آقاي دوست داشتني ما را از مسير تعيين شده دور فرمودند.
    و به قول قدما:
    تا باشد از اين دور شدنها و خاکي رفتنها


    پلانِ آخِرِ بازيگر نماهنگ است                  صداي خنده ي اخنس شروع آهنگ است
    درون کادر،زمين خورده مرد مظلومي            گريم زخم لبش شاهکار يک سنگ است
    لباس هاي  بلندِ  سياه  لشگرها             تمام خوني و چرکين و زشت و بدرنگ است
    درست مثل همان متن صحنه ي گودال                فرود نيزه و شمشيرها هماهنگ است
    ميان اين همه نقشي که دستِ تير بلاست      جناب دشنه حضورش چقدر پر رنگ است 
    کسي نهيب زد از پشت صحنه : زود بِبُر       غروب شد، همه رفتند، وقت ما تنگ است


    وحيد قاسمي


  • + غزل عاشورايي
    نويسنده: حاج نعمت سه‏شنبه 18/4/1387
  • دنيا  شنيد آه نيستاني تو  را
    بر نيزه ديد آينه گرداني تو را
    موج نسيم غمزده حس کرد -مو به مو-
    بر اوج نيزه عمق پريشاني تو را
    سنگي که قلب دخت علي را نشانه رفت
    آمد شکست حرمت پيشاني تو را
    قومي که سجده بر بت ابليس برده اند
    انکار کرده اند مسلماني تو را
    آنان که گوششان پر از آواز سکه بود
    نشنيده اند لهجه ي قرآني تورا
    با اينهمه کسي نتوانست کم کند
    يک ذره از تجلي عرفاني تورا
    بعد از طلوع سرخ تو اي آفتاب سبز
    چشمي نديد مغرب  پاياني تو را 


    سيدمحمد جواد شرافت


  • + باران چه با زمين عطشناک مي کند؟
    نويسنده: حاج نعمت يکشنبه 26/3/1387
  •  دستان باد موي تو را شانه کرده است
    خون بر دل پياله و پيمانه کرده است
    بالاي نيزه چشمه ي نوري دميده از
    زخمي که بر جبين تو کاشانه کرده است
    رگهاي حنجرتو به گودال قتلگاه
    با دوست، گفتگوي صميمانه کرده است
    ذبحت عظيم بود و زبان مرا بريد
    حالا ببين چه با دلِ دردانه کرده است
    چشمان پر زخون علمدار ، روي ني
    با دختري وداع غريبانه کرده است
    از آتش خيام حرم دشت روشن است
    اين شعله ها چه با گل و پروانه کرده است
    باور نمي کنم بخدا باغ لاله را
    دست عدو شبيهِ به ويرانه کرده است
    بادِ خزان چه حمله ي نامردمانه اي
    بر غنچه هاي کوچک گلخانه کرده است
    زينب(س) شبيه پيرزن قدخميده اي ست
    کز دوري تو موي پريشانه کرده است
    حالا که نام دخت علي(ع) برلبم نشست
    غمهاي عالمي به دلم لانه کرده است
    هر روز و هر کجا که به بن بست مي رسم
    دل را نصيب رزق کريمانه کرده است
    گاهي دلم براي حرم تنگ مي شود
    شايد هواي مستي ميخانه کرده است
    باران چه با زمين عطشناک مي کند؟
    عشق حسين(ع) با من ديوانه کرده است
    هادي ملک پور


  • + وقتي دارم مي‏ميرم...
    نويسنده: حاج نعمت سه‏شنبه 31/2/1387
  • تو لحظه هاي آخر وقتي دارم ميميرم


    ترسم اينه که مزد نوکريمو نگيرم


    ترسم اينه دم مرگ چشم انتظار بشينم


    تنها باشم آقاجون روي تو رو نبينم


    عيبي نداره آقا اگه نياي کنارم


    باختم قمار عشق و ديگه چيزي ندارم


    آقا خودت رو عشقه کر ب و بلا تو عشقه


    قربون رنگ چشمات خال سيا تو عشقه


    وصيتي نو شتم درد و دلايي داشتم


    تموم که شد تو جيب پيرهن سياه گذاشتم


    سفارشا رو کردم تا که همه بدونن


    پيش جنازه من روضه ها تو بخونن


    گفتم رو پيکر من يه قطره آب نريزين


    والله راضي نيستم توي کفن بپيچين


    مني که عمري خوندم آقام کفن نداره


    خيلي بده برا من کسي کفن بياره


    سه روزي پيکرم رو رها کنيد تو آفتاب


    روي لبم بذاريد تربت پاک ارباب


    سنگ مزار نمي خوام قبر گرون نمي خوام


    واسه نشوني داشتن يه سايبون نمي خوام


    فقط بالاي قبرم يه شا خه ياس بکاريد


    پرچم يا رقيه بالا سرم بذاريد


    گاهي شباي جمعه بيا ين سر مزارم


    روضه برام بخونين هيچي لازم ندارم


    آقا وحيد قاسمي (زيدعزه)


       1   2   3   4   5      >