شعر اربعين
اربعين يعني زمان وصل يار
درد و دل کردن ز حال بي قرار
اربعين يعني خدا هم شد رضا
سر بلندي از ستمهاي قضا
اربعين يعني فرود آسمان
بر تماشاي تلاقي دو جان
اربعين يعني فداي هر چه هست
از مي جام اللهي مست مست
اربعين يعني خموشي نگار
سينه اي سوزان , شده شمع مزار
اربعين يعني نواي شانه ها
گرد يک گل گردش پروانه ها
اربعين يعني مرور خاطرات
با زبان آتش زدن بر کائنات
اربعين يعني قدي از غم خميد
در نبود يک علمدار رشيد
اربعين يعني امان از روزگار
لاله اي در يک خزان گرديده خار
اربعين يعني چو شد پژمرده ياس
لاله اي بر لاله اي شد ناشناس
اربعين يعني غروب شمس عشق
مجلس ختمي براي خمس عشق
زبانحال اربعين
نگا کن برادر من آب گذشته از سر من
زآتيش غصه شام اومده خاکستر من
بي تو اي امير قلبم ميل زندگي ندارم
کاش مي شد کنار اکبر پايين پات سر بذارم
الامان اي دل دل الامان
ميسوزم من من من در فغان
ــــــــــــــــــــــــ
مي ريزه از چشاي من دونه دونه هاي الماس
به خدا که خيلي سخت روزاي بدون عباس
با خدا زجر کسي که غم تو اين قافله انداخت
بشکنه دستي که بين ابروهاش فاصله انداخت
مي گويم در شور و شين عجل
يا لثارات الـــحسين عجل
ـــــــــــــــــــــــــ
زمينه اربعين
به سبک : ابکلي يا ابا الحسن وبکل اليتاما ( حاج محمود کريمي)
يا حسين يا بن فاطمه ، اي عزيز خواهر(3)
ــــــــــــــــــــــــــــ
شده تازه داغ خواهر ز شميم خاک صحرا
آخه مي شنــوم ز قـبرت هنوزم ناله زهرا
خواهــر تو بــي پناه خسته از غــصه راه
مثل اين رخت سياهم همه جونم سياه
به خدا که شام و کوفه سخت تر از کرببلا بود
ولي اونجا که پيرم کرد کوچه يهوديا بود
دشمنت با خيزرونش رو لبت با کينه مي زد
همزمان با هر يه ضربه سکينه به سينه مي زد
دل من آتيش گرفته مي بينم به ديده تر
که رباب داره مي گرده دنبال مزار اصغر
دلخوشيم تو اين چهل روز سر روي نيزه ها بود
من ميمردم لحظه اي که سر به زير دست و پا بود
نوحه اربعين
آمده زينب غرق شهامت
تا که بگويد شرح اسارت
گرچه غمين و قد کمان آمد غرق نواي الامان آمد
با دل شير و قد کمان آمد
سيدي يا حسين , حسين مظلوم (3)
ــــــــــــــــــــــــــ
گرچه چهل روز رفته ز گودال
خسته دل و پير گشته چهل سال
چشم پر از ستاره آورده قلب پر از شراره آورده
هديه لباس پاره آورده
سيدي يا حسين , حسين مظلوم (3)
ـــــــــــــــــــــــــ
گر نچشيده غير حلاوت پرشده چشمش زاشک خجالت
چونکه امانت برادر را از اثر جسارت اعدا
کرده نهان ميان ويرانها
سيدي يا حسين , حسين مظلوم (3)
واحد اربعين
بهر استقبال از اين کهنسال
بر خيز و از جا اي شاه پامال
آه زينب رسيده با اشک ديده قامت خميده
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
چها نديدم بلا کشيدم
در زير بار غمها خميدم
پا برهنه در صحرا دويدم
تا که رفتم از کنار گودال
ـــــــــــــــــــــــــ
دشمن آهم را ترانه بگرفت
خموشيم را بهانه بگرفت
با سنگ لبت را نشانه بگرفت
ديدم همراه زنان و اطفال
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دارم به شانه اخا نشانه
گل زخمهايي از تازيانه
چه گويم از آن کنج ويرانه
چه گفته با من آن زن غصال
واحد اربعين
(سبک سالار زينب)
از سفر آمد زينب کبري
بهر زيارت بر پور زهرا
از زينب مانده تنها خاکستر
خاک صحرا را مي رزد بر سر
روضه خواني ها تا به پا گشته
کر بلا ديگر کربلا گشته
زينب نويسد بر قبر جانان
اي بود قبر قتيل عطشان
ديده ها گريان دل پر از غم است
جمعشان جمع و يک دختر کم است
شاه عشق از خاک خواهر را بويد
بر دل خواهر آفرين گويد
سکينه محزون گويد با احساس
حلالم کن تو ، اي عمو عباس
تا تازيانه بر من شامل شد
ذکر دل من ابوفاضل شد |