فکر شوم کوفی به هتک احترام است
کار کاروانت در این سفر تمام است
جان من فدای تو و آن خیام پر زلاله ات
گرمیایی ای دوست میاور تو با خودت سه ساله ات
ای مه دلربا سوی کوفه میا
آه از این دل شکسته
کوفیان گرفتند کمین به کوی و بازار
دستشان پر از سنگ به عزم و قصد آزار
من چه گویم ای شه زاین شهر زاوج کینه و جفا
می شوند مهیا حسین جان برای جشن نیزه ها
می شوی سر جدا سوی کوفه میا
آه از این دل شکسته
رضا تاجیک-سبک 14 - در آرشیو موضوعی سبکها را بشنوید |